چه امید بندم در این زندگانی
که در نا امیدی سر آمد جوانی
سرآمد جوانی و ما را نیامد
پیام وفایی از این زندگانی
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت   توسط sunny night
|
bazi vaqta fekr mikonam cheqadr adamayee tu in 2nya hastan ke az ru sadegi gule adamaee ro mikhoran ke khub harf mizanan ama bateneshun ba harfashun kheili fargh mikone
vaqti mishnasan un adamaro ke dige rahi bara bargardundane chizaee az dast dadan nist
kheili bade ke adam etemadesho be 2nya o karaee ke tush anjam mishe az dast bede
bazi vaqta adamaee ro mibinam ke kheili mikhan neshun bedan ke be un doya eteqad daran ama vaqti be karashun nega mikonam mibinam be hich vajh az un donya nemitarsan,be khtere hamin bazi vaqta ghati mikonamo migam un 2nyaee vojud nadare
bazia ke az khod ham nemitarsan che berese be un 2nya
ye tosie az man be shoma movazebe adamye doro baretun bashin hamishe adama uni ke neshun midan nistan
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت   توسط sunny night
|
kheili vaqt bud ke tasmim gereftam webamo dige up nakonam ama mesle inke nemishe
adam hamishe ye jaee ro lazem dare ke bere v harfasho bezane
intorie dg
delam kheili tang shode baraye ruzaye gozashtam
ama heif ke gozashte dg barnemigarde
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388ساعت   توسط sunny night
|
بیابان را سراسر مه گرفتهست
چراغ قریه پنهان است
موجی گرم
در خون بیابان است
بیابان خسته
لب بسته
نفس بشکسته
در هذیان گرم مه
عرق میریزدش آهسته از هر بر...
سگان قریه خاموشند
در شولای پنهان
میگوید به خود عابر
بیابان را سراسر مه گرفتهست
سعی کنید به نماد ها تو این شعر توجه کنید و بدانید که سگان قریه چه کسانی هستند؟عرق ریختن مه یعنی......؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت   توسط sunny night
|
آدمی می تواند خود را بکشد ، اما نمی تواند تصمیم بگیرد که نفهمد ..!
دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت   توسط sunny night
|
سخته که به خودم بقبولونم بعضی ها نایب تو اند در بین ما
مهدی جان بیا که تاب و توان تحمل جور بر هموطنان سبزم را ندارم
بیا تا آن هایی که می گویند میدانند بدانند که هیچ نمی دانند
۱۲۰۰ سال است که منتظر ۳۱۳ مرد بین میلیارد ها انسانی!!!!ای وای بر آنان که خود را مرد می دانند
و بر هم وطنان خویش با اسم تو و به نام نمایندگی تو ستم روا می دارند
وای بر آنان زمانی که بیایی
مهدی جان بیا
بیا که صاف شود این هوای طوفانی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت   توسط sunny night
|
بگذار سرنوشت هر راهی را که می خواهد برود، ما راهمان جداست،
این ابرها تا می توانند ببارند، ما چترمان خداست..
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت   توسط sunny night
|
+ نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت   توسط sunny night
|
راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود .
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت   توسط sunny night
|
عشق در یک لحظه پدید می آید و دوست داشتن در امتداد زمان !
این اساسی ترین تفاوت بین دوست داشتن و عشق است .
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت   توسط sunny night
|
خودخواه ، تجربه سخت تنهايي را ، پيش رو دارد .
ارد بزرگ

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
خودخواهي ، کاشي سادگي روانت را ، خواهد شکست .
اُرد بزرگ
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
اگر کسي ترا آنطور که ميخواهي دوست ندارد، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد .
گابريل گارسيا مارکز
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
When time comes for u to give ur heart to someone,
make sure u select someone who will never break ur heart,
cuz broken hearts has never spare parts.
وقتي زماني رسيد که خواستي قلبت رو به کسي تقديم کني ..اول مطمئن شو که اون قلبتو نمي شکنه.
چون قلب شکسته لوازم يدکي نداره..
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
زندگي، قصه مرد يخ فروشي است
ازاو پرسيدند:فروختي؟
گفت:نخريدند،تمام شد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست ....
بین من و عشق تو فاصله ای نیست ....
رفتی تو ، خدا پشت و پناهت .....
بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
یه وقتایی دلم می خواد داد بزنم
به خدا بگم یه روزی باهات عهد کردم اگه صلاح من به نبودن یه نفره من اونو نمی خوام.می دمش به تو
اگه واقعا حکمت تو در اینه من حرفی نمی زنم.اما حالا ای خدای من آخه خدا!!خدای خوب و مهربونم.چرا
من نمی تونم حکمت کارت رو بفهمم؟چرا با خودم کنار نمیام؟چرا قانع نمی شم که به صلاحم بوده؟ای
خدا چرا نمی تونم به قولم عمل کنم؟چراااا......؟؟؟؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
این روزها در فضای موسیقی پاپ کمتر کسی است که درباره محسن یگانه حرف نزند. یگانه با اینکه سرگرم آماده کردن اولین کاست مجاز خودش است، از بسیاری خوانندهها که به اندازه انگشتان یک دست آلبوم در بازار دارند، محبوبتر شده و خیلیها منتظر شنیدن کارهای جدیدش هستند.
از آنجا که محسن طی یک سال اخیر بیسروصدا جلو آمده، شایعات زیادی دربارهاش به گوش میرسد و در عوض بسیاری از حقایق زندگیاش مخفی مانده است. با هم هفت پرده از زوایای مختلف زندگی، کار، هنر، شخصیت و آینده محسن یگانه را مرور میکنیم، مطمئن هستیم این هفت نکته را هرگز نه خوانده و نه شنیدهاید. این شما و این نکات جالب از محسن یگانه.
● متولد اردیبهشت سال ۶۴
اگر بخواهیم سن و سال محسن یگانه را از روی غذای ترانههائی که میسراید و پختگی آهنگها و ملودیهائی که میسازد حدس بزنیم، بدون دیدن چهره این خواننده محبوب تصور میکنیم یگانه باید لااقل در مرز ۳۰ سالگی باشد اما این خواننده خوشصدا هنوز ۲۲ ساله هم نشده و همین که در سن و سال پائین آثار پرمغزی را میسازد، نشان میدهد خواننده مستعدی است و به درستی توانسته استعدادهای خود را در مسیر پیشرفت قرار دهد. محسن یگانه متولد ۲۳/۲/۱۳۶۴ است. او که در شهرستان گنبد متولد شده، میگوید مثل اغلب متولدین اردیبهشت آدمی احساساتی است. به شما توصیه میکنیم تاریخ تولد یگانه را به خاطر بسپارید چرا که به زودی ۲۳ اردیبهشت یکی از روزهای ماندگار خواهد شد؛ روز تولد یک ستاره پاپ
● فرزند یک شهید بسیجی
محسن یگانه زیاد دوست ندارد درباره پدر شهیدش صحبت کند چرا که میترسد عدهای به اشتباه فکر کنند او دنبال بهرهبردرای از موفقیت ”پدر هیمشه زنده در یاد“ خودش است. یگانه که زیاد اهل مصاحبه نیست، حتی در صحبتهای خصوصی با دوستانش هم فرزند شهید بودن خود را مخفی میکند اما به هر حال محسن فرزند یک شهید بسیجی است. شهیدی که زمان دفاع مقدس، جذب نیروهای بسیج شد و داوطلبانه به جبهههای حق علیه باطل رفت تا کنار همسنگرانش حافظ این مملکت مقدس باشد. یگانه میگوید: ”میخواهم طوری در موسیقی فعالیت کنم که روح پدر بزرگوارم از من راضی باشد“. جالب است بدانید وقتی به یگانه پیشنهاد شد به لسآنجلس برود، جواب داد: ”مملکتی که پدرم در راهش شهید شد را ترک نمیکنم“.
● اهل موسیقی در محیط دانشگاهی و پزشکی
محسن یگانه در حالی به موسیقی روی آورده و آهنگساز و ترانهسرا و خواننده پاپ شده که در خانوادهاش هیچگونه گرایشی به موسیقی وجود ندارد. او که در دوران کودکی و نوجوانی گرایش شدیدی به نمایش و کارهای هنری داشته، بعدها جذب موسیقی میشود بدون آنکه مشوقی در خانواده داشته باشد. البته حالا دیگر او موفق شده رضایت خانوادهاش را جلب کند. مادر محسن استاد دانشگاه است و خواهران بزرگش هم پزشک و دندانپزشک هستند. در چنین خانوادهای طبیعی است خود محسن هم علاوه بر کار موسیقی، دنبال تحصیل در دانشگاه باشد. محسن یگانه دانشجوی مهندسی صنایع است و با اینکه این اواخر به شدت سرش در دنیای موسیقی گرم شده، قصد ترک تحصیل ندارد و نمیخواهد تحصیلات دانشگاهی را نیمهکاره رها کند.
● چراغعلی مدیر برنامههای یگانه است
خیلی از جوانان بااستعداد در عرصه موسیقی و هنر به این دلیل که مشاور خوبی نداشتند و راه درست پیشرفت را پدا نکردند، خیلی زود از خاطرهها محو شدند. یگانه برای آنکه پدیدهای نباشد که زود ناپدید میشود، یک مدیر برنامه حرفهای برای خودش انتخاب کرده به نام علی چراغعلی. یگانه میگوید در دنیای موسیقی آدم سالم، حرفهای و خوشفکر مثل چراغعلی کم پیدا میشود. چراغعلی به لطف تجاربی که در عرصه هنر دارد، این روزها در حال برنامهریزی برای آلبوم مجاز یگانه و همچنین برگزاری کنسرتهای داخلی و خارجی ین خواننده محبوب است. با تلاش چراغعلی جلوی سوءاستفادههائی که تا به حال عدهای از اسم و آثار یگانه میکردند، گرفته شده است. چراغعلی به فکر رو کردن پدیدههائی دیگر در عرصه موسیقی است، جوانانی مثل رهامبخشیان.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
زندگي مثه يك پله قديميه!به اين فكر نكن كه اگه تنها ازش رد شي ديرتر خراب ميشه!
به اين فكر كن كه اگه خراب شد يكي باشه دستتو بگيره...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
بزرگترين افسوس آدمي اين است كه حس ميكند ميخواهد اما نميتواند!
و به ياد مي آورد زماني را كه ميتوانست اما نخواست...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
بودیم و کسی پاس نمی داشت که
هستیم
باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
به مجنون گفت روزی عیب جویی که پیدا کن به ز لیلی نکویی
که لیلی گرچه در چشم تو حوری است به هر جزیی ز حسن او قصوری است
ز حرف عیب جو مجنون برآشفت در آن آشفتگی خندان شد و گفت
اگر در دیده ی مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی
تو کی دانی که لیلی چون نکویی است کزو چشمت همین بر زلف و رویی است
تو قد بینی و مجنون جلوه ی ناز تو چشم و او نگاه ناوک انداز
تو مو بینی و مجنون پیچش مو تو ابرو و او اشارت های ابرو
دل مجنون ز شکر خنده خون است تو لب میبینی و دندان که چون است
کسی کاو را لیلی کرده ای نام نه آن لیلی است که از من برده آرام
خیلی وقتا نمیشه کسی رو تو قالب کوچک کلمه وصف کرد
+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
بندی به پای دارم و باری گران به دوش
عجب که با این همه شهره به بی بند و باری ام
+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
دوستای عزیزی که نظر می گذارن اکه انتظار جواب دارن
لطف کنن وب یا e-mail خودشون رو بگذارن تا بتونم
جوابشون رو بدم.
+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
در خلوت تنهایی ام ، حضور مبهمت و تصویر گنگ نگاهت مرهمی است بر دردهای کهنه دلم ،
بی تو ، شبهایم ، بدون شبگرد عشق ، مرگ بارترین شبهاست .
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
اگر در زندگی ناگاه یکی از سیم های سازت پاره شد
آهنگ زندگی را آنچنان ادامه بده که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت .
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
اگرچه دوری ز اینجا ، تو یعنی اوج زیبایی ، کنارم هستی و هر شب به خوابم باز می آیی ،
اگر هرگز نمی خوابند دو چشم سرخ و نمناکم ، اگر در فکر چشمانت شکسته قلب نمناکم ،
ولی یادم نخواهد رفت ، که یاد تو هنوز اینجاست ، میان سایه روشن ها ، دل شیدایی من تنهاست ،
نباید زود می رفتی و تنها کوچ می کردی .
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
love is trash
girls need cash
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت   توسط sunny night
|
کاش همه آدما قبل از عاشق شدن بدونن که
تنهایی مرام عشقه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت   توسط sunny night
|
دیگه سختمه بمونم
دلم می خواد برم........
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت   توسط sunny night
|